انتخاب من

پارت یازدهم
ا.ت ویو
با صدای مادرم از فکر و خیالم دراومدم بلند شدم و بعد از اماده شدن از خونه بیرون رفتم ولی بجای رفتن به مدرسه به سمت کلانتری رفتم[ا.ت به خاطر اینکه رئیس کلانتری پسر عموشه بهش میگه هیونگ پسر عموش رو با پ.ا نشون میدم ]
ا.ت=سلام هیونگ خوبی؟روزت چطور گذشت
پ.ا=دنبال یه پرونده ایم ولی هرچه فکر میکنم نمینتونم پیداش کنم راستی کار داشتی اومدی؟بقیه زمانها نمیومدی
ا.ت=داداش راجب لیا هست
پ.ا=چیشده به لیا؟
ا.ت=اونروز با یه ماشین برخورد کرد راننده ماسک داشت پا به فرار گذاشت بعدش اونو در حین وارد شدن به مدرسه دیدیم ولی به گفته ی اقای پارک چیزی تو مدرسه نبود
پ.ا=خب برا چی اومدی؟
ا.ت=یه پسری هست بنام جونگکوک بهش مشکوک بودم برادرش یه چیزی بهم نشون داد که پشمام ریخت و موضوع رو تعریف کرد...
پ.ا=ا.ت واقعا برای لیا ناراحتم ولی درحالی که هیچ اثباتی دستت نداری نمیتونی تو چیزی دخالت کنی
ا.ت=ولی هیونگ
پ.ا=ا.ت متاسفم من نمیتونم یکیو بدون اثبات بازداشت کنم

ا.ت ویو
با ناامیدی از اونجا رفتم اتفاق خاصی تو مدرسه نوفتاد که یوری روبه همه کردو گفت
یوری=بچه ها امروز تولدمه همتون تک به تک به استخر پارتی به تولدم دعوت هستید مخصوصا تو از مهمونای ویژه ای ا.ت اگه نیای ناراحت میشم

ا.ت ویو
احساساتش ذره ای برام اهمیت نداشت ولی نمیدونم چرا تصمیم گرفتم برم داشتم وسایل هامو تو کمد میزاشتم که ماسک داخل کمد جونگکوک توجه منو جلب کرد داشتم فکر میکردم که کجا دیدم و یهو یادم اومد
"فلش بک به روز تصادف"
ا.ت ویو
لیا داخل خون ها شبیه فرشته ها خوابیده بود و مجرم داشت فرار میکرد اما...اما ماسکی به صورت داشت
"پایان فلش بک"

[ذهن ا.ت=یعنی...یعنی کار جونگکوک بود؟چرا اینکارو کرد؟با لیا چه مشکلی داشت؟]
تو افکارم غرق بودم که با صورت بیقرار جونگکوک مواجه شدم
جونگکوک=چیه چرا اونجوری نگاه میکنی؟

ا.ت ویو
از ترس سر جام میخکوب شده بودم سکوتی بینمون پایدار بود تا اینکه یوری از راه رسید
یوری=هی جوانا اینجا چیکار میکنین؟

ا.ت ویو
بدون حرف اونجارو ترک کردم

"فلش بک"
یوری=پروندشو چک کردی یونا؟
یونا=اره یوری چک کردم ا.ت شنا بلد نیست
یوری=عالیه پس نقشم قراره برا استخر پارتی کار کنه
"پایان فلش بک"
بچه ها برا پارت بعدی شرط ها=
20 لایک 5 کامنت
دیدگاه ها (۰)

انتخاب من

انتخاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط